أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

266

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است ايشان را و باز گشتن ايشان را آنگه گروهى را كه ايشان مستضعفان بر حقيقت بودند استثنا كرد و گفت : الّا آنكسانى كه ايشان را ضعيف كردند و ايشان همه مردان و زنان و كودكان بودند ايشان را حيله و چارهء و سازى و برگى نباشد و راه ندانند تا هجرت كنند پس ايشان همانا كه خداى ايشان را عفو كند چون عذر ايشان واضح و روشن است در آنكه هجرت نكردند و خداى تعالى عفو كننده و آمرزنده است . حسن بصرى از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : هر كه دين خود بگريزاند از زمينى بزمينى و اگرچه از روى مثل از دستى بدستى باشد او را بهشت واجب بود و در بهشت رفيق ابراهيم خليل و من كه محمّدم باشد . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 100 ] وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 100 ) مفسّران گفتند كه : سبب نزول آيت آن بود كه خداى تعالى چون آن آيت فرستاد كه پيش ازين است كه « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ » جماعتى مسلمانان از جملهء ايشان ضمرة بن العيص بيمار بود و گفت : من از جملهء آنان نه‌ام كه خداى تعالى استثنا كرد من راه دانم و ساز دارم حرام است بر من اگر يكشب در مكّه باشم بفرمود تا براى او چهار پاى راست كردند و او را از مكّه بيرون آوردند در راه چون بتنعيم رسيد فرمان يافت خداى تعالى درو اين آيت فرستاد . بروايت ديگر چنين است كه چون بتنعيم رسيد و حال برو سخت شد و دانست كه بخواهد مردن دست راست برمىآورد و بر دست چپ ميزد و ميگفت : اللّهمّ هذه لك و هذه لرسولك ، بار خدايا اين بيعت تراست و اين بيعت رسول تراست أبايعك على ما بايع عليه رسولك ؛ بيعت ميكنم ترا به آنچه رسول خداى ترا بيعت كرد اين بگفت و در گذشت ، مسلمانان گفتند : اگر بمدينه رسيدى ثواب و مزد مهاجران يافتى امّا چون نرسيد ندانيم كه او را مزد مهاجران باشد يا نه ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت كه : [ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ] ميگويد كه : هر كه هجرت كند در راه خداى تعالى در زمين جاى - هجرتى يابد كه در آنمقام سعتى و روزئى و توانگرئى و مالى بسيار او را حاصل شود ابن عبّاس گفت كه : [ مراغم ] متحوّل باشد از جائى به جائى مجاهد گفت : متزحزح باشد يعنى جائى كه از مكاره دور بود و هر كه از خانهء خويش بيرون رود هجرت كننده با خداى و رسول او پس در راه مرگ به او رسد و او متوفّى شود مزد او بر خداى واجب بود و بنزديك خداى واقع آمد ؛ خداى تعالى آمرزنده است آن گناه كه در حال شرك كرد و بخشاينده است آنچه در حال اسلام كرد .